3

مالی که رفت، اما ماند

  • کد خبر : 17093
  • ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۲۸
مالی که رفت، اما ماند

کمال حسینی_ در سنت ایمان، نور خاموش نمی‌شود؛ اگر به درستی پاس داشته شود، از دستی به دست دیگر می‌رسد و روشنایی‌اش افزون می‌گردد. وقف، از همین جنس نور است؛ چراغی که با بخشیدن، نه تنها کم‌فروغ نمی‌شود، بلکه روشنی‌اش گسترده‌تر می‌گردد. وقف حیاط جاودان روایت همین روشنایی است؛ روایتی از ماندگاری در جهانی که […]

کمال حسینی_ در سنت ایمان، نور خاموش نمی‌شود؛ اگر به درستی پاس داشته شود، از دستی به دست دیگر می‌رسد و روشنایی‌اش افزون می‌گردد. وقف، از همین جنس نور است؛ چراغی که با بخشیدن، نه تنها کم‌فروغ نمی‌شود، بلکه روشنی‌اش گسترده‌تر می‌گردد. وقف حیاط جاودان روایت همین روشنایی است؛ روایتی از ماندگاری در جهانی که همه‌چیز آن رو به گذر است.

در نگاه دین، انسان مسافر است و دنیا منزلگاهی کوتاه. آن‌چه در این سفر اهمیت دارد، توشه‌ای است که انسان برای ادامه راه فراهم می‌کند. مال، اگرچه در این دنیا ارزش دارد، اما تنها زمانی به توشه بدل می‌شود که در مسیر درست هزینه گردد. وقف، یکی از شریف‌ترین شکل‌های این هزینه‌کرد است؛ خرجی که در ظاهر کاستن است و در باطن افزودن.

ادبیات دینی ما آکنده از دعوت به بخشش است. نه بخششی که از سر بی‌نیازی باشد، بلکه بخششی که از دل ایمان برمی‌خیزد. واقف، در حقیقت از مال خود نمی‌گذرد؛ از وابستگی به مال می‌گذرد. این گذشت، او را سبک‌بار می‌کند و دلش را به آرامشی می‌رساند که با انباشت دارایی حاصل نمی‌شود.

وقف حیاط جاودان، یعنی کاشتن در زمینی که فصل ندارد. واقف می‌داند که شاید خودش ثمره این کاشت را نبیند، اما یقین دارد که ثمر خواهد داد. این یقین، ریشه در ایمان دارد؛ ایمانی که وعده الهی را باور کرده است: آن‌چه نزد شماست، پایان می‌پذیرد و آن‌چه نزد خداست، باقی می‌ماند.

در فرهنگ اسلامی، وقف پلی است میان فرد و جامعه. پلی که از خودخواهی به دیگرخواهی می‌رسد. وقتی مالی وقف می‌شود، از حریم خصوصی خارج و وارد عرصه خدمت عمومی می‌گردد. این همان روح دین است که انسان را به زیستن برای دیگران فرا می‌خواند.

وقف، تنها ساختن بنا یا اختصاص زمین نیست؛ وقف، ساختن امید است. چه بسیار دانش‌آموزانی که در سایه موقوفه‌ای درس خوانده‌اند، چه بیماران بسیاری که با وقف درمان شده‌اند و چه دل‌هایی که با این عمل آرام گرفته‌اند. واقف شاید هرگز چهره این انسان‌ها را نبیند، اما اثر عملش در زندگی آنان جاری است.

ادبیات کهن ما نیز سرشار از ستایش بخشش و ماندگاری نام نیک است. بزرگان گفته‌اند: نام نیکو گر بماند ز آدمی، به کز او ماند سرای زرنگار. وقف، همان نام نیک است که نه با سنگ، که با خدمت حک می‌شود؛ نه بر دیوار، که بر دل‌ها.

در وقف، نیتی نهفته است که آن را از هر عمل دیگری ممتاز می‌کند: نیت قربت. وقتی عملی برای رضای خدا انجام می‌شود، از حساب‌های زمینی فراتر می‌رود. وقف، اگر با این نیت همراه باشد، به عبادتی خاموش بدل می‌شود؛ عبادتی که فریاد نمی‌زند، اما اثرش بلند است.

وقف حیاط جاودان، یادآور این حقیقت است که انسان می‌تواند پس از رفتن نیز حاضر باشد؛ نه با جسم، که با اثر. این حضور، حضوری آرام و بی‌ادعاست؛ حضوری که نه مطالبه تشکر دارد و نه انتظار ستایش. تنها دلخوش به آن است که چراغی روشن مانده است.

در روزگاری که سرعت زندگی مجال تأمل را کم کرده، وقف دعوتی است به مکث؛ مکثی برای اندیشیدن به آینده‌ای دورتر از امروز. واقف، آینده را نه فقط برای خود، که برای دیگران می‌بیند. این نگاه، نگاهی مؤمنانه و مسئولانه است.

در پایان، وقف را باید چراغی دانست که هرچه از آن می‌افروزند، نورش افزون می‌شود. چراغی که در حیاط جاودان روشن است و راه را برای آیندگان نشان می‌دهد. خوشا به حال آنان که پیش از خاموشی جسم، چراغی از خود بر جای می‌گذارند.

لینک کوتاه : https://sharghnegar.ir/?p=17093

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 4در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۳
  1. سلام. واقعا هم عملت برای رضای خدا باشه همه همچی حله

  2. عاااالی

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.