4

بخششی که نمی‌میرد؛ روایت ایمان در امتداد زمان

  • کد خبر : 17099
  • ۱۵ دی ۱۴۰۴ - ۲۱:۴۷
بخششی که نمی‌میرد؛ روایت ایمان در امتداد زمان

معصومه عرب_ در جهان شتاب‌زده‌ای که همه‌چیز رنگ مصرف می‌گیرد، کمتر عملی را می‌توان یافت که در برابر فرسایش زمان ایستادگی کند. بیشتر دارایی‌ها می‌آیند و می‌روند، ساخته می‌شوند و فرسوده می‌گردند، اما وقف از آن دست کارهایی است که نه‌تنها کهنه نمی‌شود، بلکه با گذر زمان، معنایش ژرف‌تر می‌گردد. وقف حیاط جاودان، روایتی است […]

معصومه عرب_ در جهان شتاب‌زده‌ای که همه‌چیز رنگ مصرف می‌گیرد، کمتر عملی را می‌توان یافت که در برابر فرسایش زمان ایستادگی کند. بیشتر دارایی‌ها می‌آیند و می‌روند، ساخته می‌شوند و فرسوده می‌گردند، اما وقف از آن دست کارهایی است که نه‌تنها کهنه نمی‌شود، بلکه با گذر زمان، معنایش ژرف‌تر می‌گردد. وقف حیاط جاودان، روایتی است از همین ایستادگی؛ ایستادگی در برابر فراموشی.

در متون دینی، بارها به باقیات صالحات اشاره شده است؛ اعمالی که باقی می‌مانند، حتی وقتی صاحبشان دیگر در میان ما نیست. وقف، یکی از روشن‌ترین مصادیق این مفهوم است. واقف، با نیت قربت، دارایی خویش را از مالکیت فردی بیرون می‌کشد و به مسیر نفع عمومی و رضای الهی می‌سپارد. این واگذاری، در حقیقت، نوعی آزادی است؛ آزادی از ترس تمام‌شدن.

انسان مؤمن، دنیا را محل عبور می‌داند، نه اقامت. با این نگاه، سرمایه واقعی، آن چیزی است که در سفر به کار می‌آید. وقف، ذخیره‌ای است برای روزی که دست‌ها خالی است و تنها عمل سخن می‌گوید. اینجاست که وقف، نه یک اقدام اقتصادی، که یک تصمیم ایمانی جلوه می‌کند.

ادبیات فارسی نیز بارها به ماندگاری نام نیک پرداخته است. بزرگان گفته‌اند که آدمی دو بار می‌میرد: یک‌بار آنگاه که جان می‌دهد و بار دیگر زمانی که نامش از یادها می‌رود. وقف، سپری است در برابر مرگ دوم. نام واقف شاید بر زبان‌ها نچرخد، اما اثر عملش در زندگی مردم جاری است و همین جاری‌بودن، نوعی حیات است.

وقف به ما یادآوری می‌کند که بخشش، همیشه از زیادی نیست؛ گاه از باور است. چه‌بسا واقفی که از اندک خود گذشته، اما همان اندک، دری گشوده است به هزاران امکان. در منطق دین، ارزش عمل به نیت و اثر آن سنجیده می‌شود، نه به حجم ظاهری‌اش.

در فرهنگ وقف، نوعی آینده‌نگری نهفته است؛ آینده‌نگری‌ای که با ایمان پیوند خورده است. واقف می‌داند که شاید خود بهره مستقیم از موقوفه‌اش نبرد، اما به نسلی می‌اندیشد که پس از او می‌آید. این نگاه، نگاه کسی است که دنیا را تنها برای خود نمی‌خواهد.

از منظر اخلاق دینی، وقف تمرینی است برای دل‌کندن. دل‌کندن از تعلقاتی که انسان را زمین‌گیر می‌کند. وقتی مالی وقف می‌شود، دل نیز از اسارت آن رها می‌گردد. این رهایی، مقدمه رشد روح است؛ همان رشدی که در متون اخلاقی از آن به تزکیه نفس یاد شده است.

وقف، برخلاف صدقه‌های لحظه‌ای، حضوری پیوسته دارد. صدقه‌ای است که هر روز تکرار می‌شود، بی‌آنکه دوباره نیتی تازه لازم داشته باشد. هر بار که موقوفه‌ای به کار می‌آید، گویی واقف دوباره بخشیده است. این تکرار بی‌صدا، زیبایی وقف است.

در روزگاری که بسیاری از کارها برای دیده‌شدن انجام می‌شود، وقف اغلب در سکوت رخ می‌دهد. نه تبلیغ می‌طلبد و نه تشویق. همین بی‌ادعایی است که آن را به عملی خالص بدل می‌کند. وقف حیاط جاودان، دعوتی است به چنین خلوصی؛ خلوصی که در آن عمل، پیش از سخن می‌نشیند.

در پایان، می‌توان گفت وقف، صدقه‌ای است که زمان را شکست می‌دهد. عملی که نه در یک لحظه، که در سال‌ها و نسل‌ها امتداد می‌یابد. هرکه دست به وقف می‌زند، در حقیقت، پلی می‌سازد میان امروز و فردا؛ پلی که از ایمان ساخته شده و به جاودانگی می‌رسد.

لینک کوتاه : https://sharghnegar.ir/?p=17099

برچسب ها

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 5در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۴
  1. یادداشت خوبی بود ممنون

  2. سلام .وقف واقعا سنت خوبی هست

  3. متن بسیار زیبایی بود

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.