3

وقتی شهر به دست‌های آماده مردمش تکیه می‌کند

  • کد خبر : 17713
  • 27 شهریور 1405 - 18:25
وقتی شهر به دست‌های آماده مردمش تکیه می‌کند

مردم یک حرف قدیمی دارند؛ می‌گویند «وقتی اتفاقی می‌افتد، تازه معلوم می‌شود چه کسی کنار آدم می‌ایستد.» شاید این جمله را بارها شنیده باشیم، اما در یک شهر بزرگ، معنای آن فقط به روابط خانوادگی و همسایگی محدود نمی‌شود. گاهی تاب‌آوری یک شهر، از تصمیم یک شهروند معمولی شروع می‌شود؛ شهروندی که بلد است در […]

مردم یک حرف قدیمی دارند؛ می‌گویند «وقتی اتفاقی می‌افتد، تازه معلوم می‌شود چه کسی کنار آدم می‌ایستد.» شاید این جمله را بارها شنیده باشیم، اما در یک شهر بزرگ، معنای آن فقط به روابط خانوادگی و همسایگی محدود نمی‌شود. گاهی تاب‌آوری یک شهر، از تصمیم یک شهروند معمولی شروع می‌شود؛ شهروندی که بلد است در لحظه حادثه چه کاری انجام دهد و مهم‌تر از آن، چه کاری انجام ندهد.

در کلان‌شهری مانند شیراز، حادثه فقط یک اتفاق ناگهانی نیست؛ موضوع مهم‌تر، میزان آمادگی شهروندان برای مواجهه با شرایط غیرعادی است. آموزش، خونسردی، همکاری با نیروهای امدادی و کمک به اطرافیان می‌تواند بخشی از زنجیره‌ای باشد که یک شهر را در برابر بحران مقاوم‌تر می‌کند.

اینجاست که نقش داوطلبان امدادی اهمیت پیدا می‌کند؛ آدم‌هایی که شغل اصلی‌شان امداد نیست، اما برای روزی که شاید شهر به کمک آنها احتیاج داشته باشد، آموزش دیده‌اند.

یکی از همین داوطلبان امدادی در شیراز، وقتی درباره مفهوم تاب‌آوری شهری صحبت می‌کند، قبل از هر چیز سراغ مردم می‌رود.

او می‌گوید: به نظر من، شهر فقط ساختمان و خیابان و پل نیست. شهر یعنی آدم‌هایی که در آن زندگی می‌کنند. اگر آدم‌ها در زمان حادثه بلد باشند چطور رفتار کنند، خود شهر هم قوی‌تر می‌شود.

همین جمله، آغاز گفت‌وگویی است درباره اینکه چگونه می‌توان از دل آموزش و مشارکت شهروندی، شهری آماده‌تر ساخت.

میان‌بری به نام آمادگی

 

وقتی از تاب‌آوری شهری صحبت می‌کنیم، اولین چیزی که به ذهن شما می‌رسد چیست؟

آمادگی. خیلی وقت‌ها ما فکر می‌کنیم تاب‌آوری یعنی اینکه حادثه اتفاق بیفتد و بعد بتوانیم خودمان را جمع کنیم. اما من فکر می‌کنم بخش مهم‌ترش قبل از حادثه اتفاق می‌افتد.

اینکه مردم آموزش دیده باشند، بدانند در شرایط اضطراری چطور با یکدیگر همکاری کنند، شماره‌های ضروری را بشناسند و بدانند مثلاً در یک موقعیت خاص نباید چه کاری انجام دهند، خودش یک نوع تاب‌آوری است.

گاهی یک تصمیم اشتباه در چند دقیقه اول حادثه، شرایط را سخت‌تر می‌کند. برعکس، یک رفتار درست می‌تواند به دیگران هم آرامش بدهد.

شما که داوطلب امدادی هستید، چه تفاوتی میان یک شهروند عادی و یک شهروند آماده می‌بینید؟

شهروند آماده الزاماً آدم متخصصی نیست. قرار نیست همه امدادگر یا آتش‌نشان باشند. همین که یک نفر آموزش‌های اولیه را بلد باشد، بتواند خونسردی خودش را حفظ کند و در شرایط لازم راه را برای نیروهای امدادی باز بگذارد، خیلی ارزشمند است.

حتی گاهی کمک نکردنِ اشتباه، از کمک کردنِ اشتباه بهتر است.

من همیشه می‌گویم اگر چیزی را نمی‌دانیم، حداقل کاری نکنیم که وضعیت فرد حادثه‌دیده بدتر شود.

یک داوطلب، یک حلقه از زنجیره شهر

 

چرا خودتان وارد فعالیت داوطلبانه امدادی شدید؟

شاید اولش برای خودم هم خیلی جدی نبود. فکر می‌کردم چند دوره آموزشی است و تمام می‌شود. اما وقتی وارد فضای آموزش شدم، فهمیدم موضوع فقط یاد گرفتن چند مهارت نیست.

آدم کم‌کم متوجه می‌شود ممکن است یک روز کسی کنار دست خودش به کمک نیاز داشته باشد و آن لحظه، دانستن یک مهارت ساده واقعاً مهم باشد.

بعد از مدتی این موضوع برایم تبدیل به یک مسئولیت اجتماعی شد.

به نظر شما اثرگذاری اجتماعی یک داوطلب از کجا شروع می‌شود؟

از خانواده و محله.

اگر من یک مهارت امدادی یاد بگیرم و فقط برای خودم نگه دارم، اثرش محدود است. اما اگر همان چیزی را به اعضای خانواده، دوستان یا همسایه‌ها منتقل کنم، اتفاق دیگری می‌افتد.

مثلاً یک نفر نحوه رفتار در شرایط اضطراری را یاد می‌گیرد و آن را به سه نفر دیگر آموزش می‌دهد. این یعنی یک آموزش ساده، تبدیل به یک رفتار اجتماعی می‌شود.

به نظرم این همان جایی است که داوطلبی از یک فعالیت شخصی تبدیل به اثرگذاری اجتماعی می‌شود.

خلاقیت در لحظه‌ای که برنامه‌ها کافی نیستند

 

نقش خلاقیت و نوآوری در امدادرسانی را چطور می‌بینید؟

خیلی زیاد.

امداد همیشه طبق یک سناریوی از قبل نوشته‌شده جلو نمی‌رود. ممکن است شرایطی پیش بیاید که دقیقاً شبیه چیزی که در آموزش دیده‌اید نباشد.

آن موقع باید اصول را بلد باشید و بتوانید متناسب با شرایط تصمیم بگیرید.

خلاقیت برای من یعنی اینکه از امکانات موجود، درست استفاده کنیم. یعنی منتظر نباشیم همیشه همه چیز دقیقاً مطابق برنامه پیش برود.

گاهی یک راهکار ساده که با توجه به شرایط همان لحظه پیدا می‌شود، می‌تواند کمک‌کننده باشد.

البته خلاقیت نباید با بی‌احتیاطی اشتباه گرفته شود. در امداد، اولویت همیشه حفظ جان و رعایت اصول ایمنی است.

شیراز؛ شهری که می‌تواند از مردمش کمک بگیرد

 

اگر بخواهید یک ویژگی برای تاب‌آوری شهری شیراز تعریف کنید، چه می‌گویید؟

مشارکت مردم.

شیراز یک شهر بزرگ و پرجمعیت است و طبیعی است که در شرایط خاص، فقط دستگاه‌های امدادی نمی‌توانند همه کارها را به تنهایی انجام دهند.

مردم باید بخشی از راه‌حل باشند.

نه اینکه وارد محدوده خطر شوند یا کار نیروهای تخصصی را انجام دهند؛ بلکه با آموزش، همکاری، اطلاع‌رسانی درست و حفظ آرامش، به مدیریت شرایط کمک کنند.

به نظرم شهری تاب‌آور است که مردمش منتظر نباشند همه چیز را دیگران برایشان انجام دهند.

به نظر شما فضای مجازی در این میان چه نقشی دارد؟

هم فرصت است و هم مسئولیت.

یک خبر درست می‌تواند خیلی سریع به تعداد زیادی از مردم برسد و یک شایعه هم همین سرعت را دارد.

در زمان حادثه، انتشار اطلاعات نادرست می‌تواند باعث اضطراب و حتی ایجاد ازدحام شود.

پس سواد رسانه‌ای هم بخشی از تاب‌آوری شهری است. مردم باید یاد بگیرند هر چیزی را که در فضای مجازی می‌بینند، بلافاصله منتشر نکنند.

گاهی یک «منتشر نکردن» می‌تواند به اندازه یک «اطلاع‌رسانی درست» ارزش داشته باشد.

از کمک کردن تا فرهنگ کمک کردن

 

فکر می‌کنید مهم‌ترین چیزی که باید درباره امداد به نسل جدید آموزش داده شود چیست؟

اینکه کمک کردن فقط مربوط به زمان حادثه نیست.

ما باید فرهنگ مسئولیت‌پذیری را از قبل تقویت کنیم.

یک نوجوان باید بداند اگر روزی اتفاقی افتاد، نباید خودش را به محل حادثه برساند فقط برای اینکه فیلم بگیرد.

باید بداند شاید بهترین کمکش این باشد که مسیر را برای آمبولانس باز نگه دارد، به فرد آسیب‌دیده نزدیک نشود مگر اینکه آموزش لازم را داشته باشد و اطلاعات درست را منتقل کند.

اینها شاید کارهای کوچکی به نظر برسند، اما در کنار هم رفتار یک شهر را تغییر می‌دهند.

شهری که نفس می‌کشد

 

در پایان گفت‌وگو، دوباره به همان جمله اول برمی‌گردیم؛ اینکه وقتی اتفاقی می‌افتد، تازه معلوم می‌شود چه کسی کنار آدم می‌ایستد.

اما شاید در یک شهر بزرگ، ماجرا کمی متفاوت باشد.

لازم نیست همه شهروندان امدادگر باشند. لازم نیست همه حادثه‌ها را تجربه کرده باشند. کافی است بخشی از جامعه، برای روزهای غیرعادی آمادگی داشته باشد و بداند چگونه در کنار دیگران قرار بگیرد.

داوطلب امدادی شیرازی می‌گوید: «من فکر می‌کنم اگر قرار باشد یک شهر در برابر حادثه قوی باشد، باید قبل از حادثه این قدرت را ساخته باشد. با آموزش، با همکاری و با اعتماد به همدیگر.»

و شاید معنای واقعی تاب‌آوری شهری همین باشد؛ اینکه در روزهای آرام، برای روزهای سخت آماده باشیم و در روز حادثه، به جای اینکه هر کس فقط به فکر خودش باشد، شهروندان بتوانند بخشی از راه‌حل باشند.

لینک کوتاه : https://sharghnegar.ir/?p=17713

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.