♥2

پشت شیشه اتوبوس، شیراز

  • کد خبر : 17761
  • 25 شهریور 1405 - 23:06
پشت شیشه اتوبوس، شیراز

همه‌چی گرون شده، ترافیک هم که جای خودش را دارد… آدم گاهی دلش می‌خواهد فقط یک روز بدون عجله از خانه بیرون بیاید. این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما وقتی هر روز در خیابان‌های یک کلان‌شهر تکرار می‌شود، دیگر فقط یک گلایه معمولی نیست؛ بخشی از روایت زندگی شهری است. شیراز، با همه […]

همه‌چی گرون شده، ترافیک هم که جای خودش را دارد… آدم گاهی دلش می‌خواهد فقط یک روز بدون عجله از خانه بیرون بیاید.

این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما وقتی هر روز در خیابان‌های یک کلان‌شهر تکرار می‌شود، دیگر فقط یک گلایه معمولی نیست؛ بخشی از روایت زندگی شهری است.

شیراز، با همه زیبایی‌ها، خاطرات و حال‌وهوای خاص خودش، برای شهروندانی که هر روز در آن کار و زندگی می‌کنند، فقط مجموعه‌ای از خیابان‌ها و بناهای تاریخی نیست. شهر برای آنها یعنی مسیر خانه تا محل کار، صف اتوبوس، ترافیک، هزینه‌های زندگی، شلوغی بعضی معابر، دسترسی به خدمات و البته امیدی که قرار است در میان همین روزهای عادی زنده بماند.

برای فهمیدن حال یک شهر، همیشه لازم نیست سراغ آمار و گزارش‌های رسمی برویم. گاهی کافی است چند ساعت کنار کسی بنشینیم که هر روز خیابان‌های شهر را طی می‌کند و آدم‌های مختلف را می‌بیند.

احمد، راننده اتوبوسرانی شیراز، یکی از همین آدم‌هاست؛ مردی که شهر را نه از پشت میز، بلکه از پشت فرمان می‌شناسد. مسافرهایش از محله‌های مختلف می‌آیند، هرکدام با یک دغدغه، یک مقصد و گاهی یک قصه.

گفت‌وگوی ما با احمد، روایت یک شهروند از شیراز امروز است؛ روایتی صمیمی از مشکلاتی که شاید بسیاری از شهروندان با آن روبه‌رو باشند و البته پیشنهادهایی برای اینکه زندگی شهری کمی راحت‌تر شود.

 میان خیابان و زندگی؛ شهر را باید از زبان مردم شنید

احمد آقا، اگر بخواهیم خیلی ساده شروع کنیم، به نظر شما مهم‌ترین مشکل زندگی در شیراز چیست؟

راستش را بخواهید، فکر می‌کنم نمی‌شود یک مشکل را انتخاب کرد. زندگی شهری چند تا مسئله را با هم دارد. مثلاً شما صبح از خانه بیرون می‌آیید، باید سر وقت به محل کار برسید، مسیر شلوغ است، هزینه‌ها بالاست، بعضی جاها جای پارک پیدا نمی‌شود و اگر بخواهید با وسیله شخصی رفت‌وآمد کنید، ممکن است زمان زیادی در مسیر بمانید.

اما چیزی که من بیشتر از همه می‌بینم، خستگی مردم است.

گاهی مسافر سوار اتوبوس می‌شود و حتی حرف هم نمی‌زند. فقط می‌خواهد بنشیند و چند دقیقه استراحت کند. همین برای من خیلی معنا دارد.

شما که هر روز با مردم مختلف سر و کار دارید، بیشتر از چه چیزی گلایه می‌کنند؟

یکی از حرف‌هایی که زیاد می‌شنوم، بحث زمان است. مردم می‌گویند، تا کی باید توی راه باشیم؟

برای یک نفر شاید نیم ساعت تأخیر چیز زیادی نباشد، ولی وقتی این موضوع هر روز تکرار شود، روی زندگی آدم اثر می‌گذارد.

مثلاً کسی که صبح باید بچه‌اش را به مدرسه برساند و بعد خودش سر کار برود، اگر مسیرش طولانی شود، کل برنامه روزش به هم می‌ریزد.

خیلی‌ها هم درباره هزینه‌های زندگی صحبت می‌کنند. مردم فقط از قیمت یک چیز ناراحت نیستند؛ می‌گویند هزینه‌های مختلف روی هم جمع شده و مدیریت زندگی را سخت‌تر کرده است.

به نظر شما وضعیت حمل‌ونقل عمومی در حل این مشکل چه نقشی دارد؟

خیلی زیاد. من راننده اتوبوسم و طبیعتاً طرفدار حمل‌ونقل عمومی هستم، ولی فقط از روی شغل نمی‌گویم.

اگر اتوبوس برای مردم قابل اعتماد باشد، یعنی آدم بداند چه زمانی سوار می‌شود و تقریباً چه زمانی به مقصد می‌رسد، خیلی‌ها ترجیح می‌دهند از ماشین شخصی استفاده نکنند.

مشکل اینجاست که وقتی شهروند احساس کند استفاده از اتوبوس زمان زیادی از او می‌گیرد یا مسیرها برایش راحت نیست، دوباره سراغ ماشین شخصی می‌رود. بعد هم تعداد ماشین‌ها بیشتر می‌شود و ترافیک بیشتر. این یک چرخه است.

 وقتی شهر برای آدمی که عجله دارد قابل پیش‌بینی‌تر شود

اگر اختیار داشتید فقط یک تغییر در حمل‌ونقل شهری شیراز ایجاد کنید، چه کاری انجام می‌دادید؟

من روی منظم‌تر شدن زمان حرکت اتوبوس‌ها کار می‌کردم.

مردم دوست دارند بدانند مثلاً اگر ساعت مشخصی به ایستگاه رسیدند، قرار نیست مدت زیادی منتظر بمانند.

حتی اگر اتوبوس کمی دیر برسد، ولی برنامه مشخص باشد، مردم راحت‌تر برنامه‌ریزی می‌کنند.

تا جایی که من می‌دانم، برای اطلاع‌رسانی زمان حرکت و رسیدن اتوبوس‌ها سامانه‌هایی وجود دارد، اما چیزی که برای مسافر مهم است این است که این اطلاعات همیشه دقیق، در دسترس و ساده باشد. یعنی وقتی آدم در یک ایستگاه ایستاده، بدون دردسر بتواند بفهمد اتوبوس بعدی چه زمانی می‌رسد و آیا تأخیر دارد یا نه.

یعنی فکر می‌کنید فناوری می‌تواند بخشی از مشکلات شهری را حل کند؟

حتماً، ولی فناوری به تنهایی کافی نیست.

مثلاً اگر اطلاعات مسیر و زمان حرکت اتوبوس در یک سامانه باشد، ولی اطلاعات دقیق به‌روزرسانی نشود، مردم دوباره اعتمادشان را از دست می‌دهند.

من فکر می‌کنم باید کاری کنیم مردم حس کنند سیستم حمل‌ونقل عمومی قابل پیش‌بینی است.

یک شهروند وقتی بداند چه زمانی از خانه خارج شود و چه زمانی به مقصد می‌رسد، کمتر احساس سردرگمی می‌کند.

حتی همین موضوع می‌تواند باعث شود بعضی‌ها ماشین‌شان را در خانه بگذارند.

قصه‌ای که پشت هر صندلی اتوبوس نشسته است

شما در طول روز با آدم‌های زیادی مواجه می‌شوید. آیا اتفاقی بوده که هنوز یادتان مانده باشد؟

زیاد.

یک بار خانمی سوار اتوبوس شد که خیلی عجله داشت. مدام ساعتش را نگاه می‌کرد. وقتی اتوبوس شلوغ شد، فکر کردم حتماً ناراحت است.

بعد که کمی صحبت کرد، فهمیدم قرار است به بیمارستان برود.

یک نفر دیگر ممکن است دانشجو باشد و امتحان داشته باشد. یکی کارگر است و اگر دیر برسد، ممکن است از حقوقش کم شود. یکی هم شاید فقط می‌خواهد خودش را به خانه برساند تا بچه‌اش را ببیند.

این چیزها را وقتی هر روز رانندگی می‌کنی، کم‌کم متوجه می‌شوی.

می‌فهمی هر مسافر فقط یک مسافر نیست.

پشت هر صندلی، یک زندگی نشسته است.

شیراز برای همه یک شکل نیست

به نظر شما آیا همه شهروندان شیراز مشکلات شهری را به یک شکل تجربه می‌کنند؟

نه، اصلاً.

شیراز محله‌های مختلفی دارد و شرایط زندگی در همه جا یکی نیست.

یک نفر شاید بیشتر مشکل ترافیک داشته باشد، یکی دسترسی به خدمات برایش مهم‌تر باشد، یکی دغدغه رفت‌وآمد داشته باشد و دیگری بیشتر با مسئله هزینه‌ها درگیر باشد.

به نظرم مدیریت شهری اگر بخواهد مشکل را درست بشناسد، باید صدای محله‌ها را جداگانه بشنود.

نه اینکه برای همه یک نسخه بپیچد.

مثلاً شاید در یک منطقه، افزایش دسترسی اتوبوس خیلی مهم باشد و در یک منطقه دیگر، ساماندهی پیاده‌روها یا ایمن‌تر شدن مسیرهای عبور مردم اهمیت بیشتری داشته باشد.

اینها چیزهایی است که خود مردم بهتر از هر کسی می‌دانند.

اگر بخواهید یک پیشنهاد مشخص برای بهتر شدن زندگی شهری در شیراز بدهید، چه می‌گویید؟

من یک پیشنهاد دارم که به نظرم خیلی ساده است.

در هر محله، یک فهرست از مشکلات پرتکرار مردم تهیه شود.

نه اینکه فقط مسئولان بنشینند و تصمیم بگیرند. از خود مردم پرسیده شود.

مثلاً بگویند در این محله، سه مشکل اصلی چیست؟

بعد همین مشکلات اولویت‌بندی شود و مردم ببینند چه کاری برایشان انجام شده.

حتی اگر همه مشکلات یک‌دفعه حل نشود، همین که مردم ببینند صدایشان شنیده شده، خیلی مهم است.

من راننده‌ام و شاید حرف تخصصی نتوانم بزنم، ولی یک چیز را خوب می‌دانم؛ آدم وقتی احساس کند کسی حرفش را می‌شنود، صبر و همراهی بیشتری دارد.

یک راه ساده برای شهری که می‌تواند شنواتر باشد

یعنی اگر بخواهیم از صحبت‌های شما یک راهکار مشخص برای شیراز بیرون بکشیم، چه می‌شود؟

به نظرم باید یک «نقشه مسائل محله‌ها» درست شود.

مثلاً مردم از طریق یک سامانه ساده یا حتی مراکز محلی، مشکلات روزمره‌شان را ثبت کنند.

مشکلاتی مثل ایستگاه نامناسب، مسیر شلوغ، کمبود دسترسی، خرابی تجهیزات شهری، مشکل عبور عابر یا هر مسئله دیگری.

بعد مشکلات بر اساس تعداد درخواست‌ها اولویت‌بندی شوند.

این‌طوری مسئولان هم می‌فهمند کدام مشکل بیشتر تکرار می‌شود.

مردم هم می‌بینند که مشکلشان فقط یک گلایه باقی نمانده.

به نظرم این کار می‌تواند یک ارتباط واقعی‌تر بین مردم و مدیریت شهری ایجاد کند.

احمد آقا، خودتان اگر بخواهید شیراز را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟

شیراز شهری است که آدم دلش نمی‌خواهد از آن ناراحت باشد.

ما این شهر را دوست داریم.

برای همین وقتی مشکلی می‌بینیم، درباره‌اش حرف می‌زنیم.

من هر روز از یک مسیر رد می‌شوم و آدم‌های زیادی می‌بینم. بعضی‌ها خوشحال‌اند، بعضی‌ها خسته‌اند، بعضی‌ها عجله دارند، بعضی‌ها هم با تلفنشان حرف می‌زنند و از زندگی‌شان می‌گویند.

ولی آخر روز، همه یک مقصد دارند؛ خانه.

اگر بتوانیم کاری کنیم مسیر رسیدن مردم به خانه کمی راحت‌تر، آرام‌تر و قابل پیش‌بینی‌تر شود، فکر می‌کنم بخش بزرگی از زندگی شهری بهتر می‌شود.

پایان مسیر؛ شهری که هنوز می‌شود برایش کاری کرد

حرف‌های احمد شاید در نگاه اول، حرف‌های یک راننده اتوبوس درباره مشکلات روزمره باشد، اما اگر دقیق‌تر به آن نگاه کنیم، تصویری از بخش مهمی از زندگی در یک کلان‌شهر را پیش روی ما می‌گذارد؛ شهری که مردم در آن بیش از هر چیز به زمان، دسترسی، آرامش و شنیده شدن نیاز دارند.

مسئله شهر همیشه پروژه‌های بزرگ و طرح‌های پرهزینه نیست.

گاهی یک ایستگاه بهتر، یک مسیر قابل پیش‌بینی‌تر، اطلاع‌رسانی دقیق‌تر، پیاده‌روی امن‌تر یا شنیدن صدای مردم یک محله می‌تواند بخشی از یک مشکل روزمره را حل کند.

شاید مهم‌ترین نکته‌ای که از روایت احمد می‌توان گرفت همین باشد؛ برای بهتر شدن یک شهر، باید قبل از هر چیز زندگی واقعی شهروندان را دید.

چون شهر فقط خیابان و ساختمان نیست.

شهر، همان آدم‌هایی هستند که هر صبح از خانه بیرون می‌آیند، سوار اتوبوس می‌شوند، پشت چراغ قرمز می‌ایستند، کار می‌کنند، خسته می‌شوند و شب دوباره به خانه برمی‌گردند.

و شاید اگر قرار باشد شیراز فردا کمی بهتر از امروز باشد، بهترین نقطه شروع، همین جمله ساده باشد:

اول صدای مردم را بشنویم.

لینک کوتاه : https://sharghnegar.ir/?p=17761

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.